به محشر از فراز چرخ گردون ندا آمد که این الفاطمیون |
منافق
خاک بر سر منافقین و اشرار
بیانات ارزنده رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه مشت محکمی بر دهان یاوه گویان بیگانه و منافقین کوردل بود.
از تلاشهای بی دریغ سربازان گمنام آفا امام زمان و کلیه مسئولین لشکری و کشوری که شبانه روز در راه خدمت به این مرز و بوم زحمت می کشند کمال تشکر و قدر دانی را داشته و به آنها می گویم خسته نباشید و در خواست عاجزانه خودرا مبنی بر بر خورد قاطعانه با منافقین و عوامل اختشاش و کلیه احمق هایی که فکر میکنند میتوانند به این نظام آسیب برسانندرا به آن مقامات عالی مبذول میدارم.
مرگ بر منافق
آنچه در ادامه میآید، داستانی بسیار زیباست، که در بردارنده برخی از این امور است.
امیدوارم خداوند متعال، معرفت واقعی نسبت به ائمه معصومین(ع)را به همهی ما عنایت بفرماید.
السّلام علیکِ أیّتها الصّدّیقة الشّهیدة
شهادت مظلومانه و جانگداز دخت رسول الله، أمّ الائمة النجباء،
صدیقه کبرى؛ اول شهید راه ولایت و امامت؛
حضرت فاطمه زهرا(سلاماللَّهعلیها)
بر فرزند داغدارش امام زمان(عج) و شما عزیزان تسلیت باد.
السلام علیک یا مسلم ابن عقیل
حرمت جا شکسته ام در دل خون نشسته ام تا که به دست بسته ام تا رغمت
کشیده ام
دیده به شعله دوختم لحظه به لحظه سوختم هستی خود فروختم عشق تو را خریده ام
تن به قضا سپرده ام منت تیغ برده ام بلکه تو خنده ای کنی پای سر بریده ام
تا بزنم ززخم تن بوسه به خاک مقدمت کوچه به کوچه می رود جسم به خون طپیده ام
از سر بام بر زمین چون تن خود نیفکنم من که زخاک کوچه ها بوی تو را شنیده ام
هست امیدم از درت بعد تو نزد خواهرت شود کنیز دخترت دختر داغدیده ام
از تو جدا نزیستم پیش رویت گریستم من سر دار نیستم نزد تو آرمیده ام
لبیک که دل در عرفات و منایم لبیک که از خویش نمودند جدایم
لبیک که سر تا به قدم محو خدایم لبیک که امروز ندانم به کجایم
پرواز کنان زین قفس جسم ضعیفم گه در جبل الرحمه و گه در مسجد خیفم
ای مشعریان دوش به مشعر که رسیدید آیا اثر از گمشده شیعه ندیدید
آیا دل شب ناله مهدی نشنیدید آیا ز گلستان رخش لاله نچیدید
آن گمشده مه تا به سحر شمع بود دیشب پسر فاطمه در جمع شما بود
هفتادودو حاجی همه با رنگ خدایی از مکه برون گشته شده کرببلائی
از پیرو جوان در ره معشوق فدایی جسم و سر شان کرده زهم میل جدائی
اصغر که پدر بوسع زند بر سرورویش پیداست شهادت ز سفیدی گلویش
ای اهل منا کعبه پر از نوروصفابود دیشب حسین ابن علی بین شما بود
سیلاب سرشکش به رخ و گرم دعا بود ازروز ازل کعبه او کرببلا بود
امروز به هجرش همه گریان بنشینید فردا سر او را به سر نیزه ببینید
در مکه بپرسید ز زنهای مدینه زینب به کجا رفت کجا رفت سکینه
کلثوم چرا ناله بر آورده ز سینه کودختر مظلومه زهرای حزینه
ای دخترکان یکسره با شیون و ناله خیزید و بپرسید کجا رفته سه ساله
زین قافله روزی به مدینه خبر آید کرببلاو بلا زینب خونین جگر آید
با آتش هفتادو دو داغ از سفر آید از منبر و محراب نبی ناله برآید
تا حشراز این شعله بلرزد دل(میثم) تنهانه دل(میثم) جان همه عالم
روز هشتم ذی الحجه الحرام (یوم الترویه ) سال شصت هجری قمری زمانی که حجاج بیت الله الحرام عازم سرزمین عرفات بودند یزید ابن معاویه نیرو هایی را در حالیکه سلاح در زیر احرام بسته بودند گماشته بود تا امام حسین (ع) را در خانه خدا بقتل برساند که این عمل هتک حرم امن اللهی را هم در بر داشت یاران امام و بنی هاشم با توجه به این توطئه اطراف امام را گرفته از جان امام حفاظت می نمودند در این حال حضرت قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس (ع) با اجازه امام بر فراز کعبه رفت و خطاب به بنی امیه خطبه ای غرا و پرشوری را قرائت نمود که قسمت هایی از آن از کتاب خطیب کعبه که از کتاب مناقب السادات الکرام توسط شاعر اهل بیت حاج غلامرضا سازگار (میثم) گرداوری شده است این حقیر جهت مطالعه دوستان انتخاب کرده :
1- حمد خدایی را سزا است که این کعبه را به قدوم پدر او ( اشاره به امام حسین ) شرافت داد ، خداییکه دیروز (اینجا) برای او بیت بود امروز ( به یمن قدوم پدرش ) قبله گردیده است .
2- ای کافران فاجر و فاسق ، آیا ادامه امر حج را برای امام پاکان و نیاکان مانع می شوید؟
3- چه کسی سزاورتر ازاو به خانه کعبه است، چه کسی از او به کعبه نزدیکتر است؟
سپس فرمود:
4- بیایید تا شما را به راه کشتن (امام حسین) آگاه کنم ، به کشتن من مبادرت ورزیده و اقدام کنید ف گردن مرا بزنید تا مراد شما حاصل گردد.
5- خداوند شما را به مقصودی که برای آن دور هم جمع شدید نرساند، و عمرهای شما را کوتاه و اولادتان را پراکنده سازد و شما و اجدادتان را لعنت کند.
کسی که بود شکافنده تمام علوم هزار حیف که از زهر کینه شد مسموم
سر تو باد سلامت ایار رسول الله وصی پنجم تو کشته شد ولی مظلوم
گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند گهی به خانه اش از کینه خصم برد هجوم
بسان مادر و آباء رنج دیده خویش همیشه بود ز حق و حقوق خود محروم
به غربت علی و خاندان او سوگند امام ما زجهان رفت بادلی مغموم
هماره قصه مظلومی اش بخاک بقیع بود ز غربت قبرش برای ما معلوم
زدردهای نهانی که بود در دل او کسی نداشت خبر غیر خالق قیوم
حیات او همه با درد و رنج و غصه گذشت که بود ظلم به اولاد مصطفی مرسوم
نه طاقت است زبان را به وصف غمهایش نه قدرتاست قلم را که تا کند مرقوم
بگو به امت اسلام ، این سخن
به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم
روزی جمعی از اصحاب پیغمبر بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در حروف که از همه بیشتر در کلام موجود است ؟ معلوم شد حرف الف از همه بیشتر است و هیچکس نمی تواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد . حضرت امیر المومنین (ع) حضور داشتند . بدون تامل و فی البداهه خطبه ای فرمودند . چنانکه عقلها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند : یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت شگفت آور است.
پدر در دو گوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر امیری حسین و نعم الامیر
اللهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد (ص)
و مماتی محمد و آل محمد (ص)
اى هادى هدایت دین

| اى ماه، مستنیر ز نور لقاى تو |
|
خورشید كسب فیض كند از ضیاى تو |
| اى خاص و عام از كرمت برده صبح و شام |
| پیوسته فیض از سر خوان عطاى تو |
| اى جبرییل میر ملك پیك انبیاء |
|
خدمتگذار بر در دولتسراى تو |
| اى عاشر الائمه على النقى كه هست |
|
چشم امید خلق به مهر و وفاى تو |
| اى پور پاك معنى جود و كرم جواد |
|
حاتم هزار بار خجل از ثناى تو |
| اى مظهر جلال و جمال خداى فرد |
|
شد طوطیاى چشم ملك خاك پاى تو |
| در هر دو كون خرم و شاد است و رستگار |
| در دل هر آن كه داشت فروغ ولاى تو |
| خوفش ز آفتاب جز این است بى سخن |
|
در دهر هر كه زیست به تحت لواى تو |
| تا مدفن شریف تو شد سرّ من رأى |
|
جان بخش و غم زداى شد از صفاى تو |
| زد طعنه بر بهشت برین هر كسى كه دید |
| آن گنبد منور و صحن و سراى تو |
| اى هادى هدایت دین مبین حق |
| اى آن كه مدح خوان تو باشد خداى تو |
| "علامه" با بضاعت فكرش كجا سزد |
|
انشا كند چكامه مدح و ثناى تو |
سالروز میلاد بزرگ بانوی اسلام حضرت زهرا (س)و سلاله پاکش حضرت امام خمینی
(ره) را بر عموم شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم.
.
نماز و انفاق
در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.(4)
نماز و عدالت
نماز و جهاد
نماز و امر به معروف و نهي از منكر
با برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.
پي نوشت ها:
1. بقره/ 3 و نيز در آيه 29 سوره فاطر و آيه 38 سوره شوري اين دو همراه آمده اند.
2. بقره/43 و در آيات زياد ديگري از جمله در آيات83، 110، 177و 277 همين سوره، اين دو همراه ذكر شده اند.
نام: محمّد.
پدر: امام حسن عسکرى(ع).
مادر: نرجس
القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.
شکل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سیاه بر گونه راست .
زاد روز: شب نیمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.
زادگاه: شهر سامراء.
غیبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.
نمایندگان: چهار نفر از شخصیّت هاى شیعه به نامهاى:
1 ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعید بن عمرو عمرى اسدى ، وکیل و نماینده پیشین امام هادى و امام عسکرى علیهما السّلام.
2 ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعید ، در گذشته 304.
3 ــ أبوالقاسم ، حسین بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.
4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.
محل اقامت نامبردگان بغداد ، و کلیّه امور شیعیان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسیله این چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نیز در بغداد مشهور است.
غیبت کبرى: با در گذشت چهارمین نماینده و سفیر آن حضرت از سال 329 آغاز گردید; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قیام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.
نمـایندگان و وظـیفه مردم در دوران غیبت کبرى: کسیکه فقیه خویشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماینده امام زمان است; و بر دیگران لازم است از او پیروى کنند; زیرا اینگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد
هنگام ظهور: آنگاه که منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از کسى جز او سخن نگویند.
محل ظهور: مکّه معظّمه.
محل بیعت ( تعهّد مردم در پیروى از امام ): مسجدالحرام ، میان رکن و مقام.
نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فریاد مى زند: این مهدى است ، او را پیروى کنید.
یادگار أنبیاء: انگشتر سلیمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.
یاران: سیصد و سیزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند که هسته مرکزى زمامدارى او را تشکیل دهند; و در حقیقت کارگردانان اصلى قیام مهدى(ع) ، و کارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود که از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آیند.
روش حکومتى: بر اساس قرآن و سیره پیامبر(ص) و امام امیرمؤمنان(ع).
شعاع و دامنه حکومت: سراسر جهان را فرا گیرد; و زمین را از عدل و داد پر کند در حالى که از جور و ستم پر شده باشد.
مرکز حکومت: مسجد کوفه ، ــ مرکز خلافت و حکومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .
چگونگى پیروزى بر دشمنان: همانند پیروزى جدّ عالى مقامش پیامبر اکـرم(ص) بر کافران و مشرکـان ، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان یا سه هزار نفرى که از آسمان فرود آمدند یا پنج هزار نفرى که داراى نشان مخصوص بودند مدد داد; و نیز در جبهه هاى جنگ یاریش کند ، آنچنان که مؤمنان را در حال شکست در بدرو دیگر جبهه هاى فراوان و روز تاریخى حنین یارى و پیروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل کفار و مشرکان فرو ریخت.
مدت زمامدارى: روایات که ـ اکثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در این باره باختلاف سخن گفته ، امّا به عقیده شیعه خدا آگاه است.
وزیر و معاون: عیسى(ع) از آسمان فرود آید و به عنوان وزیر با حضرتش همکارى نماید.
برکات حکومت و رهبرى او: درهاى خیر و برکت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا کشد; مردم همه در رفاه و بى نیازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پیوسته گردند ، آنچنان که مسافران را به برداشتن توشه نیازى نخواهد بود; و اگر زنى یا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند کسى را با آنها کارى نباشد.
- آلبرت انیشتاین: حکومتهای متعدد خواه و ناخواه به نابودی بشریت منجر خواهد شد.
- برتراند راسل دانشمند و فیلسوف مشهور انگلستان: اکنون از لحاظ فنی مشکل بزرگی در سر راه یک امپراطوری وسیع جهانی وجود ندارد چون اثرات تخریبی جنگ اکنون بیش از قرنهای گذشته است. حتما باید حکومت واحدی را قبول کنیم یا اینکه به عهد بربریت برگردیم و یا به نابودی نژاد انسانی راضی شویم (تاثیر علم بر اوضاع ص56).
- هان: مادام که یک حکومت جهانی در دنیا وجود ندارد رقابت برای کسب قدرت مابین کشورهای مختلف وجود دارد و چون ازدیاد جمعیت خطر گرسنگی را به بار می آورد قدرت علمی تنها راه جلوگیری از گرسنگی است. لذا در میان ملل گرسنه این حقایق را ثابت می کند که دنیای علمی بدون یک حکومت جهانی ثبات و دوامی نخواهد داشت.
عقیده علمای اهل سنت درباره وجود مقدس امام زمان علیه السلام
محب الدین طبری او از رسول اکرم نقل می کند که فرمودند: اگر در دنیا نماند مگر یک روز خداوند آن روز را طولانی میکند تا مردی را از اهل بیت من که نامش نام من است مبعوث می نماید. سلمان پرسید یا رسول الله از کدام فرزندت؟ حضرت دست مبارکش را روی شانه حسین علیه السلام نهاد و فرمود از این فرزندم.
- ابوعبدلله فقیه محمد بن یوسف گنجی شافعی: بدرستی که مهدی علیه السلام فرزند حسن عسگری علیه السلام است. او از زمان غیبت تاکنون زنده و موجود و باقی است و بقای او امتناع ندارد به دلیل بقای عیسی و خضر و الیاس علیهم السلام.
- ابن ابی الحدید: مشهور بین عموم مسلمین در تمام این اعصار است که در آخر الزمان مردی از اهل بیت ظاهر خواهد شد که دین را تایید و عدل را آشکار فرماید و مسلمانان از او پیروی نمایند و بر ممالک اسلامی مستولی شود و نام او مهدی است. (مقدمه ابن خلدون ص 362)
* در جريان شوراي شش نفره كه خليفه دوم براي جانشيني وي را تعيين كرده بود حضرت خطاب به ساير اعضا فرمود: «آيا در بين شما به جز من كسي هست كه همسرش بانوي زنان جهان باشد؟» همگي پاسخ دادند: نه.(2)
* حضرت علي عليه السلام در ضمن پاسخ به نامه ديگر معاويه مينويسد: «دختر پيامبر صلي الله عليه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آميخته است. نوادگان حضرت احمد(صلي الله عليه و آله)، فرزندان من از فاطمه عليهاالسلام هستند، كداميك از شما سهم و بهرهاي چون من دارا هستيد.»(3)
* در جريان سقيفه حضرت ضمن برشمردن فضايل و كمالات خويش و اين كه بايد بعد از پيامبر، او رهبري و هدايت جامعه اسلامي را عهدهدار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند ميدهم! آيا آن كس كه رسول خدا او را براي همسري دخترش برگزيد و فرمود خداوند او را به همسري تو [علي] در آورد من هستم يا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستي.(4)
فاطمه ركن علي است
از مقامات ممتازي كه مخصوص پيامبر صلي الله عليه و آله و حضرت فاطمه عليهاالسلام ميباشد ركن بودن براي علي است. در حديثي ميخوانيم پيامبر صلي الله عليه و آله به حضرت علي عليه السلام فرمودند: «سلام عليك يا ابا الريحانتين، فعن قليل ذهب ركناك.» (5)
چه تعبير لطيف و زيبايي همان تعبير حضرت علي عليه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ريحانه است. پيامبر نيز فرمودند: «سلام بر تو اي پدر دو گل [زينب و ام كلثوم] به زودي دو ركن تو از دست ميروند.» حضرت علي عليه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ايشان فرمودند: «بِمَنِ العَزاء يا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزي فَفيم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چيزي آرامش يابم اي دختر محمد؟ من به وسيله تو تسکين مييافتم؛ بعد از تو به چه چيزي آرامش يابم؟
علي عليه السلام بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: «اين يكي از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند:« اين ركن ديگر است.»
مددكار اطاعت الهي
انبياء و پيشوايان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختي انسانها را پيروي از دستورات الهي ميدانستند و از اين رو بهترين همكار و دوست براي آنان كسي بود كه در اين راستا به آنها كمك كند.
ميخوانيم علي عليه السلام در پاسخ پيامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه يافتي؟» گفتند:« بهترين ياور در راه اطاعت از خداوند.»(6)
تمسك علي عليه السلام به كلام زهرا عليهاالسلام
حضرت در حديث اربع مائة بعد از اين كه فرمودند در مراسم تجهيز مردهها گفتار خوب داشته باشيد چنين ادامه دادند: «فان بنت محمد صلي الله عليه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جميع بنات بنيهاشم، قالت: دعوا التعداد و عليكم بالدعا.»
حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلي الله عليه و آله به زنان بنيهاشم كه او را ياري ميكردند و زينتها را رها كرده و لباس سوگ در بر نمودهاند، فرمود:«اين حالت را رها كنيد و بر شماست كه دعا و نيايش نماييد.»(7)هنگام ارتحال بزرگ بانوي اسلام حضرت فاطمه و بيان وصايا و حلاليت ايشان حضرت در پاسخ ميگويد: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهيزكارتر و گراميتر و نيكوكارتر از آني كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوري از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولي گريزي از آن نيست. به خدا قسم با رفتنت مصيبت رسول خدا را بر من تازه نمودي، يقينا مصيبت تو بزرگ است مصيبتي كه هيچ چيز و هيچ كس نميتواند به انسان دلداري دهد و هيچ چيز نميتواند جايگزين آن شود.»
با اين كه حضرت علي عليه السلام معصوم بوده و تمام گفتههاي او حجت است ولي براي تثبيت مطلب به سخن زهرا عليهاالسلام تمسك ميكند. اين نشانگر عصمت حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام بوده و اين كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از اين جهت فرقي بين زن و مرد نيست.
تنها تسلي بخش علي عليه السلام
حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ايشان فرمودند:
«بِمَنِ العَزاءُ يا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزي فَفيمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسي آرامش يابم اي دختر محمد؟ من به وسيله تو تسکين مييافتم؛ بعد از تو با چه کسي آرامش يابم؟
غضب خداوند به غضب فاطمه عليهاالسلام
حضرت علي عليه السلام از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل نموده كه ايشان فرمودند:
«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَيَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ يَرضي لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگين؛ و براي خشنودي و رضايت فاطمه راضي ميشود. «خدا چنين خواست كه او زودتر از ديگران به رسول خدا بپيوندد، پس از او شكيبايي من به پايان رسيده و خويشتنداري از دست رفته، اما آنچنان كه در جدايي تو صبر كردم در مرگ دخترت نيز جز صبر چارهاي ندارم شكيبايي بر من سخت است. پس از او آسمان و زمين در نظرم زشت مينمايد و هيچ گاه اندوه دلم نميگشايد. چشمم بيخواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربهاي بود كه دل را خسته و غصهام را پيوسته گردانيد و چه زود جمع ما را به پريشاني كشانيد…
و در حديث ديگر خطاب به حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمودند:
« انَّ اللهَ لَيَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ يَرضي لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند براي خشم تو، خشمگين و براي خشنودي تو، خشنود ميشود.
برگزيده پيامبر صلي الله عليه و آله
حضرت علي عليه السلام در مصيبت حضرت زهرا عليهاالسلام خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «قل يا رسول الله عن صفيتك صبري»؛ « يعني اين صفيه توست، بانويي كه صفوه تو، مصطفي و برگزيده توست رحلت كرده و صبر فقدانش براي من دشوار است.»(11)
تكرار مصيبت فقدان پيامبر صلي الله عليه و آله
هنگام ارتحال بزرگ بانوي اسلام حضرت فاطمه و بيان وصايا و حلاليت ايشان حضرت در پاسخ ميگويد: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهيزكارتر و گراميتر و نيكوكارتر از آني كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوري از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولي گريزي از آن نيست. به خدا قسم با رفتنت مصيبت رسول خدا را بر من تازه نمودي، يقينا مصيبت تو بزرگ است مصيبتي كه هيچ چيز و هيچ كس نميتواند به انسان دلداري دهد و هيچ چيز نميتواند جايگزين آن شود.»(12)
مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خويش
در هنگام وصيت حضرت زهرا عليهاالسلام در پاسخ امام به ايشان و گريستن هر دو، سپس امام سر مبارك فاطمه عليهاالسلام را به سينه چسباند و گفت:«هر چه ميخواهي وصيت كن، يقينا به عهد خود وفا كرده، هر چه فرمان دهي انجام ميدهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خويش مقدم ميدارم.» (13)
پايان شكيبايي علي عليه السلام
علي عليه السلام كه اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار ميدارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گراميش در حالي كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پيامبر صلي الله عليه و آله عرضه داشت:
«خدا چنين خواست كه او زودتر از ديگران به رسول خدا بپيوندد، پس از او شكيبايي من به پايان رسيده و خويشتنداري از دست رفته، اما آنچنان كه در جدايي تو صبر كردم در مرگ دخترت نيز جز صبر چارهاي ندارم شكيبايي بر من سخت است. پس از او آسمان و زمين در نظرم زشت مينمايد و هيچ گاه اندوه دلم نميگشايد. چشمم بيخواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربهاي بود كه دل را خسته و غصهام را پيوسته گردانيد و چه زود جمع ما را به پريشاني كشانيد… اگر بيم چيرگي ستمكاران نبود، براي هميشه اينجا [كنار قبر زهرا(عليهاالسلام)] ميماندم و در اين مصيبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از ديدگانم ميراندم.»(14)
پينوشتها:
1- بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.
2- نهج البلاغه.
3- طبرسي/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمي للمطبوعات/ بيروت/ چاپ دوم، 1983 ميلادي/ج1/ ص135.
4- همان/ ص 123.
5- علامه الحافظ محب الدين الطيري، ذخائر العقبي في مناقب ذوي القربي/ چاپ بيروت دار المعرفه/ ص 56.
6- بحارالانوار/ ج43/ ص 117.
7- جوادي آملي/ زن در آئينه جمال و جلال/ ص42.
8- رحماني همداني/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفي/ ص 578/ به نقل از مجمع الرواية.
9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بيروت/ ج12/ ص111.
10- همان.
11- نهج البلاغه/ فيض السلام/ خطبه 193.
12- سيدمحمد کاظم قزويني/ فاطمة الزهرا من المهد الي اللحد/ دارالصادق بيروت/ چاپ اول/ صص610- 609.
13- همان.
14- اصول کافي/ ج1/ ص 159
فرزندم نيكو ترين چيزي كـه دوست دارم تو از وصيتم بجـاي آوري، پرهيز و ترس از خداست. به آنچه آفريدگاربرتو لازم و واجب شمرده اكتفا كن و قدم براهي گذار كه نيكان و گذشتگان و پدر و مادر و خـانوادهات در آن طريق گـام نهـادهاند. زيرا آنـان خويشتندار و پرهيزكار و دانـا بوده، و در اينراه چيزي را فروگذار ننمودهاند.
همـانگونـه كـه تـو مي انديشي و مينگري آنهـا نيز فكر كردند و ديدنـد،تـا اينكـه سـرانجـام اين دو كـار اين بـود كـه بغـايت خويشتنداري و نهايت انجام تكليف و وظيفه خود رسيدند. پس اگر نفس تو از طريق آنان سربـاز زد و نخواست همـانسـان كـه آنـان انديشيدند و ديدند، بنگـرد و بينـديشـد و در اين دو يقين كند، تو او را بـه متـابعت مجبور كن وخواهـان همين روش پسنديده باش. البتـه با تحصيل و تعليم و دانايي ،آنرا بطلب و در سخنان در هم و شبهـه آميز خود را رهـا مسـاز،تـا نـاگزير بمشـاجره و منازعه شوي و پيش از انكـه پا بر اين راه گذاري ، از پروردگار ياري بخواه و براي كسب موفقيت و اجتناب از هر بدي وياسخني كـه بـه باطل آميختـه باشدو يا بضلالت گمراهيت كشاند،تنهـا بخداوند مهربان پناه ببر و رو بسوي او آور. آنگـاه پس از اينكـه مطمئن شدي كـه دلت صـاف و پـاك گشتـه،و فروتن و فـرمـانبـردار شده، و تمركز فكر وانديشـه يـافتـه اي و مقصدت تنهـا در اين راهست در آنچه من بتو سفارش و توصيه ميكنم، بدقت انديشـه كن. اما اگر آنچـه را كـه خـواهـاني، از تمركز فكـر و پـاكي دل از پليدي هـابدست نيـاوردي، بـدان كـه در اين حـال بكـور اشتـري ميمـاني كـه در ورطـه هاي وهمناك و دره هاي تنگ و تـاريك فروافتـاده است. چنين كسي كه براه اشتباه رود و خطا كند،هرگزخواهان دين و آيين نيستو شبهات را با يقين مياميزد. براي چنين كسي دست برداشتن و درنگ كردن در راه خود بصلاح نزديك تر است.
الخمینی را بر یکا یک مردم ایران تسلیت عرض مینمائیم.
غا رتگران گلبرگ گلهارا شکستند
الاله های سر خ زیبا را شکستند
با اه وحسرت یک شبی اندر مدینه
گنجینه ی عشق وتمنا را شکستند
گویا تمام وسعت...... سبز ولایت
یعنی بهار عشق مولا را شکستند
این گوهر یکدانه ی در یای عصمت
ایینه ی پاک مصفا را شکستند
حق علی را بی سببب از او گرفتند
از سوز در پهلوی زهرا را شکستند
تا در صدف از وسعت ان گنج عصمت
ان گوهر پاک مهیا را... شکستند
چشم وچراغ با نوان جمله عالم
بال وپر زیبای عنقا را شکستند
یاس کبود حضرت مولا به حسرت
در شعله ها ان لاله ی زیبا شکستند
خستند..با زوی..... زگل نازکترت را
در سینه قلب شیعه را یکجا شکستند
تنها نه قلب زهره ی زهرای اطهر
قلب تمام اهل دنیا را شکستند
سیل اندوه ز کهسار الم می آمد در وجود از همه سو ،بیم عدم می آمد
بر سر جنتیان آتش غم می آمد دیدۀ فاطمه آهسته به هم می آمد
باسکوتش به فلک و لوله انداخته بود
دختر کوچک او رنگ زرخ باخته بود
کودکان کم کم می گشت دگر با ورشان که غریبانه جوان مرگ شود مادرشان
گه به دیوار گهی بر سر زانو سرشان خون دل بود که می ریخت ز چشم ترشان
رنگشان زردتر از دامن مهتاب شده
پیکر مادرشان سوخته و آب شده
هردو گفتند که بر سینه مزن آذرمان خود شنیدیم چه آورده فلک بر سرمان
همره باد خزان رفته گل پرپرمان در همین حجره جوانمرگ شده مادرمان
تا گشودند در حجرۀ ام الحسنین
گفت با گریه حسن آجرک الله حسین
شفای زخم سینه کی میایی--------------------- عزیز بی قرینه کی میایی
عزیزم مادرت چشم انتظاره------------------------ سحر خیز مدینه کی میایی
نای نی در نینوا می ماند اگر زینب (س) نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب (س) نبود
خیزید که گلزار ولا را ثمر آمد در خانه خورشید هدایت قمر آمد
از دامن صدیقه بتول دگر آمد آئینه پیغمبرو مام و پدر آمد
محبوبه حق روح عبادت خوش آمد
ناموس خدا عمه سادات خوش آمد
پیغمبر اسلام بتول دگرش اوست حیدر، یم سرشار ولایت گهرش اوست
زهرا( س) شجر عصمت و تقوا ثمرش اوست شهر همه عشاق،حسین( ع) است و درش اوست
این طفل نه، این لنگر کشتی نجات است
بر خون خداوند حیات است حیات است
میلاد با سعادت پیام آورکربلا،عقیله بنی هاشم،زینت پدر،یار برادر
حضرت زینب کبرئ علیه السلام
را به منتقم خون حسین حضرت ولی عصرروحی وارواح العالمین له الفداء
تبریک عرض مینمائیم.
التماس دعا

«اربعین» از اصطلاحات رایجى است كه در متون اسلامى كاربرد زیادى دارد، مثلا در برخى از روایات به عنوان نماد كمال، حدى براى تصفیه باطن و ... قلمداد شده است . در این نوشتار به مناسبت روز اربعین شهادت امام حسین علیه السلام برخى از موارد كاربرد این واژه ارزشمند كه در فرهنگ اسلامى به مناسبت هاى گوناگون از آن یاد شده و گاهى پیام هاى اخلاقى و دستورهاى الهى با آن همراه شده است، با اشاره به چند نكته تقدیم مىشود.
۱)شهادت چهل مؤمن
امام صادق علیه السلام فرمود:« اذا مات المؤمن فحضر جنازته اربعون رجلا من المؤمنین و قالوا: اللهم انا لانعلم منه الا خیرا و انت اعلم به منا، قال الله تبارك وتعالى: قد اجزت شهاداتكم وغفرت له ما علمت مما لا تعلمون (1)؛ هر گاه یكى از اهل ایمان بمیرد و بر جنازه او چهل نفر از مؤمنین حضور یابند و گواهى دهند كه پروردگارا! ما به جز خوبى و نیكى از این شخص ندیدهایم و تو از ما داناتر هستى، خداوند متعال مىفرماید: من نیز شهادت شما را پذیرفتم و آنچه [ از بدی ها و گناهان] از او مىدانستم كه شما بىاطلاع بودید، همه را بخشیدم .»
همچنین امام صادق علیه السلام مىفرماید:« در بنى اسرائیل عابدى بود كه پیوسته به عبادت و راز و نیاز اشتغال داشت . خداوند متعال به حضرت داوود علیه السلام وحى فرستاد: اى داوود! این مرد عابد، فردى ریاكار و غیرمخلص است . هنگامى كه او مرد، حضرت داوود علیه السلام به تشییع جنازهاش حاضر نشد . اما چهل نفر از بنى اسرائیل حضور یافتند و در درگاه الهى به نیكى و خوبی هاى ظاهرى وى شهادت دادند و از خداوند طلب عفو و آمرزش براى وى نمودند . در هنگام غسل نیز چهل نفر دیگر چنین كردند و در هنگام دفن چهل نفر دیگر آمده، بعد از گواهى به نیك مردى عابد از خداوند متعال آمرزش او را خواستار شدند . در آن حال، خداوند به حضرت داوود علیه السلام الهام كرد كه من او را به خاطر شهادت آن عده بخشیدم و اعمال بد و ریایى او را نادیده گرفتم . (2)
پیشواى ششم یكى از مهم ترین عوامل استجابت دعا را مقدم شمردن دیگر مؤمنین در هنگام دعا مىداند . آن حضرت مىفرماید: «من قدم اربعین من المؤمنین ثم دعا استجیب له (3)؛ هر كس چهل نفر از مؤمنین را در دعا كردن بر خود مقدم بدارد، سپس حاجات خود را بطلبد، دعاى او به اجابت خواهد رسید.» آن حضرت تاكید مىفرماید كه اگر این گونه دعا كردن در نماز شب و بعد از آن باشد، تاثیر بیشترى خواهد داشت . (4) همچنین دعا كردن چهل مؤمن در قنوت نماز وتر در دل شب هاى تار اجابت دعا را نزدیك تر و سریع تر مىنماید. (5)
دعا كردن همیشه خوب و یكى از سلاح هاى مؤمن و وسیله ارتباط با پروردگار عالمیان است . هنگامى كه انسان خود را از هر جهت درمانده و عاجز مىبیند با جان و دل زمزمه مىكند كه:
سینه مالامال درد است اى دریغا مرهمى دل ز تنهایى به جان آمد خدایا همدمى
در آن لحظات حساس، دعا همچون نور امیدى در دل انسان مىتابد و دعا كننده علاوه بر آرامش درون، اعتماد به نفس، تلطیف روح، عشق و معرفت خویش را نیز به نمایش مىگذارد . امام صادق علیه السلام در یكى از رهنمودهاى حكیمانه خویش ما را به دعاى دسته جمعى فرا مىخواند و مىفرماید:« اگر گروهى چهل نفره جمع شوند و خداى خویش را بخوانند، مطمئنا دعاى آنان مستجاب خواهد شد و اگر چهل نفر نبودند گروه چهار نفره، ده بار خدا را بخوانند كه همین اثر را دارد و اگر بیش از یك نفر نباشد و چهل بار خدا را صدا بزند، خداى عزیز و جبار خواسته او را برآورده خواهد كرد.» (6)
4 . آمرزش چهل گناه
حضرت باقرعلیه السلام یكى از حقوق واجب مسلمانان بر عهده همدیگر را، حضور در تشییع جنازه آنان مىشمارد و با توجه به اهمیت آن، تاثیر معنوى این حضور را نیز بیان مىكند: « من حمل جنازة من اربع جوانبها غفرالله له اربعین كبیرة (7)؛ كسى كه جنازهاى را از چهار طرف حمل كند، خداوند متعال چهل گناه كبیره او را خواهد بخشید.»
از مهم ترین نكاتى كه در زندگى انسان وجود دارد و در مرحله تكامل معنوى و شخصیت وى مؤثر است، رسیدن به مراتبى از سن و سال است كه انسان كامل تر و پخته تر مىشود . خداوند متعال در این زمینه چهل سالگى را اوج كمال انسانى مىداند و مىفرماید: «... حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنة قال رب اوزعنى ان اشكر نعمتك التى انعمت على وعلى والدى و ان اعمل صالحا ترضیه و اصلح لى فى ذریتى انى تبت الیك و انى من المسلمین» (8)؛ تا زمانى كه به كمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى بالغ گردد، مىگوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم دادى، به جا آورم و كار شایستهاى انجام دهم كه از آن خشنود باشى و فرزندان مرا صالح گردان! من به سوى تو باز مىگردم و توبه مىكنم و از مسلمانان مىباشم .»
1- من لایحضره الفقیه، ج1، ص166، ح472/ مستدرك سفینة البحار، ج4، ص64 .
2- مستدرك الوسائل، ج2، ص471 .
3- الكافى، ج2، ص509، ح 5 .
4- بحارالانوار، ج90، ص389 .
5- كاشف الغطاء، ج1، ص246 .
6- الكافى، ج2، ص487 .
7- همان، ج3، ص174، ح1 .
8- احقاف/15 .
|
امام علی علیه السلام امر به معروف و نهی از منکر را فرو مگذارید که بدترین کسانتان بر شما حاکم و سرپرست شوند، از ان پس هر چه دعا کنید به اجابت نرسد(دعایتان علیه آنان مستجاب نگردد) |
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|